فرهنگمعرفی کتاب

کتاب کار هنر نوشته محمدرضا مریدی

کتاب کار هنر نوشته محمدرضا مریدی و معصومه تقی زادگان از اولین کتابهاییست که با نگاهی متفاوت به مقوله هنر پرداخته است.

تاکنون نظریه های هنر یا با نگرشی فرم گرایانه، ارزشهای هنری را در خود اثر جسته اند، یا با اتکا به نبوغ و آفرینش گری، واقعیت هنر را به توانایی هنرمند در بازنمایی نیات و عواطفش مربوط دانسته اند، یا همچون نظریه های هرمنوتیکی معاصر، تأویل و تفسیر مخاطب در دریافت اثر را نقطه آغاز مطالعه هنر قرار داده اند. اما بررسی ما از هنر، نه به گوهر مستور در اثر هنری، نه به آفرینش گری رمز آمیز هنرمند، و نه به تأویل گری مخاطب از معانی اثر، محدود است؛ بلکه مسأله اصلی ما، تأسیس و شکل گیری «دنیای هنر» است.

این پژوهش پیش از هر چیز مبتنی بر ارائه مدل طبقه بندی شده ای از مفاهیم است که کمک می کند تا در نظریه پردازی، به تقلیل گرایی ناشی از بررسی و جمع آوری داده ها دچار نشویم. تقلیل گرایی که جامعه شناسی هنر همواره در خود داشته و خلاقیت هنرمند را به کنش تولیدی، لذت مخاطب را به کنش مصرفی و اثر هنری را به کالای فرهنگی کاهش داده است.

 

در پیشگفتار کتاب آمده : هدف ما در مرحله اول ارائه مفاهیم پایه در بحث جامعه شناسی هنر است؛ مفاهیمی که گاه با بدیهی پنداشتن آنها، از حوزه مطالعه نظری خارج شده اند یا پیش از مطرح شدن و توضیح اهمیت شان، مورد انتقاد و تکذیب قرار گرفته اند (مفاهیمی چون نبوغ هنرمند، آفرینشگری، اثر هنری، مخاطبان و واسطه های هنر). هدف ما در مرحله دوم، ارائه مدل طبقه بندی شده از مفاهیم جامعه شناسی هنر است؛ به اعتقاد ما این مدل به ما کمک می کند تا در نظریه پردازی به تقلیل گرایی ناشی از بررسی و جمع آوری داده های تجربی دچار نشویم؛ تقلیل گرایی ای که جامعه شناسی هنر همواره در خود داشته، به گونه ای که خلاقیت هنرمند را به کنش تولیدی، لذت مخاطب را به کنش مصرفی و اثر هنری را به کالای فرهنگی تقلیل داده است. این امر ناشی از عدم وجود یک دستگاه توصیفی و رویکرد سیستمی در بررسی و شناخت عاملان هنر است. به این ترتیب ما با بهره گیری از انظریه سیستمی سعی کرده به تحلیل همزمان همه عناصر هنر پرداخته و روابط میان آنها را بررسی کنیم.

در فصل اول کتاب به شرح نظریه سیستم ها در نظر متقدمان آن، چون فون بر تالانفی و تربرت وینر، و بسط آن توسط پارسونز می پردازیم. سپس ادامه این رویکرد نظری را نزد نیکلاس لومان دنبال می کنیم. لومان با مطالعه انواع سیستم ها، انتقادهای اساسی وارد بر نظریه سیستمی پارسونز مبنی بر غیر تاریخی و ایستا بودن را پاسخ داد. او به شرح (تاریخ تکوین سیستم های پرداخت و تاریخ تکوین سیستم هنر را در گذر از هنر آیینی به هنر طبقاتی و در نهایت هنر مدرن بررسی نمود. ما در این تحقیق با بهره گیری از دیدگاه سیستمی لومان و مدل ساختی کار کردی (AGIL) پارسونز به مطالعه عناصر ساختاری سیستم هنر در چهار بعد (دنیای هنر، هنرمند، مخاطب، اثر هنری) می پردازیم.

در فصل دوم، «دنیای هنر» به عنوان شبکه ای از تعاملات عاملان هنر تعریف می گردد. مفهوم دنیای هنر، اول بار توسط آرتور دانتوا در فلسفه هنر و سپس توسط هوارد بکر” در مکتب کنش متقابل نمادی ارائه شد. دنیای هنر با مفهوم «حوزه» با میدان که توسط بوردیو پرداخته شده نزدیکی بسیار دارد و همین قرابت به ما امکان شناخت عناصر ساختاری درون دنیای هنر و مکانیزم تعاملات میان آنها را داد. ما با نقد و بررسی مفهوم زمینه» در نظر لوکاچ و مارکسیست ها، مفهوم «اپیستمه» در نظر فوکو، مفهوم «پارادایم در نظر کوهن و مفهوم «فضای مقدورات» در نظر بوردیو، چهار عنصر ساختاری هنر را بر می شماریم؛ این عناصر عبارت هستند از شرایط مادی، مواضع قدرت، نهادهای مشروعیت بخش و فضای ممکن کنش.

در فصل سوم، ابتدا اسطوره های «هنرمند» را در دوره ها و فرهنگ های مختلف بررسی می کنیم، سپس نشان می دهیم چطور شرایط اجتماعی قرن هیجده و نوزدهم اسطوره هنرمند نابغه را پدید آورد. در بررسی جامعه شناسانه هنر، ابتدا باید به اسطوره زدایی از هنرمند به عنوان قهرمان، مقدس و نابغه) پرداخت؛ باید بی هیچ اغراق همه جنبه های هنرمند به عنوان یک فرد اجتماعی مورد نظر قرار گیرد به گونه ای که نه فقط نوابغ بلکه آماتورها و حتی کسانی که به صورت تفریحی به کار هنر می پردازند نیز در شمول این مفهوم قرار گیرند. تلقی ما از این مفهوم صرفا حرفه ای های کار هنر نیست بلکه همه کسانی است که در جریان کار هنر دخیل اند و سیستم هنر را جهت می دهند و هدایت می کنند. برای بررسی عملکرد هنرمند در سیستم هنر باید نبوغ، آفرینشگری، هویت اجتماعی و هویت فردی هنرمند را مورد بررسی قرار داد.

در فصل چهارم ابتدا به نقد دانش عامه می پردازیم که علاقه مندی به هنر را به طور سنتی به حساب آمادگی های شخصی» و ذوق و سلیقه فردی می گذارد؛ اما جامعه شناسان با نقد باور به ذاتی بودن این آمادگی ها، نقش آموزش خانوادگی و ویژگی های پرورشی را آشکار کرده و همبستگی سلیقه و رفتارهای زیباشناسی را با موقعیت اجتماعی افراد نشان داده اند. موقعیت اجتماعی نه تنها امکان دسترسی مخاطبان به انواع هنرها را تعیین می کند، بلکه زمینه های فرهنگی که پیش فرض های ادراکی مخاطبان را می سازند نیز در خود دارد؛ از این رو باید، مطالعه ذوق و ادراک زیباشناسانه مخاطب را در ارتباط با موقعیت اجتماعی مورد مطالعه قرار داد. در این فصل، چهار عنصر ساختاری عملکرد مخاطب در سیستم هنر مورد بررسی می گیرد که عبارت بودند از: شبکه مخاطبان، ادراک مخاطب، لذت مخاطب و موقعیت فرهنگی مخاطب.

در فصل پنجم به این سوال می پردازیم که اثر هنری چیست؟ چه چیز آدمی را قادر می سازد تا اثر هنری را از اشیاء ساده و عادی متمایز سازد؟ آیا هنری بودن ویژگی ذاتی در شی اثر است یا ناشی از رمز آمیزی خلق آن توسط هنرمند یا احساسی و ادراکی در ذهن مخاطب؟ سپس با بهره گیری از دیدگاه هایدگر و ویتگنشتاین به نقد بررسی فرم گرایانه و محتواگرایانه از اثر هنری پرداخته و در نهایت با تاکید بر رویکرد نشانه شناسی به بررسی معناشناسانه از اثر هنری پرداختیم.

انتشار این کتاب، بخشی از برنامه های پژوهشی حوزه هنری خراسان رضوی بوده است. رویکرد علمی حوزه هنری خراسان رضوی به برنامه های پژوهشی فرصت نگارش این کتاب را برای ما فراهم کرد. همچنین دبیرخانه دائمی جشنواره فیلم کوتاه دینی رویش نیز سهم به سزایی در همراهی ما داشت. در پایان از جناب آقای علی صداقت کریمی، معاون محترم پژوهشی حوزه هنری خراسان رضوی، جناب آقای مرکبی و مصلحی دبیران محترم جشنواره سراسری فیلم رویش و جناب آقای رفائی رئیس محترم حوزه هنری خراسان رضوی تشکر و قدردانی می کنیم. همچنین از دوست بزرگوارمان آقای احمد مبشری که بارها این نوشته را خواند و نظرهای مفید داد و به ویژه از استاد بزرگوارمان سرکار خانم دکتر هما زنجانی زاده که مشوق و راهنمای ما سپاسگذاریم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
error: محتوا محافظت شده است!!
بستن