بازاریابیکسب و کار

۵ اشتباه یک کارآفرین جدید در زمینه بازاریابی

۵ اشتباه که من به عنوان یک کارآفرین جدید در زمینه بازاریابی مرتکب شدم

پس از سالها کار کردن برای کارفرمایان میکروکنترل، ۱۰ ساعت در روز، و احساس خستگی کامل داشتن و بی انرژی شدن در پایان هفته، من و شوهرم تصمیم گرفتیم که استعفا دهیم. شغل هایمان را رها کردیم و کسب و کار خود را راه انداختیم، یعنی رسانه مک ایون.

شغل ما در واقع شکل توسعه یافته تر کاری است که در جهان شرکت ها انجام می دادیم، با یک استثنا بزرگ – حالا ما مسئول هستیم. تصور می کنم که بسیاری از کارآفرینان داستان مشابهی دارند. شما از کار کردن برای دیگران خسته می شوید و یک تصمیم جسورانه مبنی بر استفاده از مهارت های خود برای افزایش کسب و کار  شخصی تان، می گیرید تا اینکه بخواهید برای دیگران کار کنید.

این سومین سالی است که شرکت ما، عملیات اجرایی خود مبنی بر ارائه مواد و مطالب ویدئویی برای کسب و کارهای کوچک را انجام می دهد. اگرچه خوشحال و راضی هستم که درآمد ما کافی است، اما از اول ما چنین درآمدی نداشتیم و همه چیز آسان نبود. در ابتدا، ما چند اشتباه مرتبط با بازاریابی را مرتکب شدیم.

به نظر می رسد، ما در این زمینه تنها نیستیم. من با کارآفرینان دیگر نیز صحبت کردم و خیلی زود فهمیدم که همه ما در اول کار با مساله ای به نام ” سکسکه بازاریابی “[۱] درگیر هستیم.

در تلاش برای کمک به دیگر کارآفرینان، این لیست که شامل اشتباهات بازاریابی قابل اجتناب است را تهیه کردم.

اشتباه شماره ۱: داشتن انتظارات بالا از سایت های ارزان قیمت غیروابسته (فریلنس)

یکی از بهترین ابزار های بازاریابی که یک کسب و کار می تواند داشته باشد، لوگوی آن است. هنگامی که ما برای اولین بار کسب و کار خود را راه انداختیم، داشتن یک لوگوی خلاقانه، یکی از اولین موارد در فهرست کارهایی که باید برای بازاریابی انجام دهیم، بود. با این حال، نمی خواستیم پول زیادی برای این کار پرداخت کنیم، بنابراین ما به سایت فریلنس ارزان قیمت Fiverr رجوع کردیم. ایده این سایت این است که شما می توانید پروژه های خلاقانه ای که توسط فریلنسرها تولید شده را در ازاء ۵ دلار دریافت کنید.

در جهت تلاش برای صرفه جویی در پول، عقل سلیم را نادیده گرفتم و انتظار داشتم که آرمی با کیفیت بالا بدست آورم. نمی دانم چرا انتظارات زیادی داشتم، اما اینطور بود. حتی از خدمات اضافی استفاده کردم که قیمت کلی را افزایش می داد، و فکر می کردم که افزایش قیمت به معنای افزایش کیفیت است. باز هم اینطور نبود. وقتی لوگو را دریافت کردم، تنها کاری که می توانستم انجام دهم، خندیدن بود. مثل نقاشی یک بچه ی پیش دبستانی بود.

در حال حاضر، برخی از کسب و کارها از سایتهای فریلنس مثل Fiverr خوششان می آید، و تجربه خوبی در این زمینه دارند. اما با توجه به تجربه من، فقط اتلاف وقت بود.

البته، سایت های دیگری نیز مانند Elance وجود دارند که در آن شما پروژه خود را به صورت آنلاین ارسال می کنید و فریلنسرها یک نقل قول (نشان) به شما ارائه می دهند. نقل قول ها در همه جا خواهند بود، و کیفیت کار و تجربه ی فریلنسرها متفاوت است. اگر از این سایت استفاده می کنید، فریلنسری که می خواهید با او کار کنید را محتاطانه انتخاب کنبد.

درسی که از این اشتباه می گیرید؟

انتظارات واقعی داشته باشید. اگر می خواهید کار درجه بالا داشته باشید، باید یک شخص حرفه ای پیدا کنید و پول خوبی هم پرداخت کنید. پس از تجربه من با Fiverr، یک طراح گرافیک واقعی پیدا کردم که یک لوگوی عالی برایم طراحی کرد. ۳۰۰ دلار پرداخت کردم، اما لوگوی من بسیار حرفه ای و یک تجربه بدون دردسر بود.

اشتباه شماره ۲: استفاده ی خیلی سریع از سیستم های تبلیغاتی آنلاین

تبلیغات رسانه های اجتماعی گزینه ای جذاب برای کسب و کارهای کوچک، مخصوصا تجارت الکترونیک است. این جذبه زمانی تشدید می شود که شما یاد بگیرید می توانید بودجه خود را تنظیم کنید و قادر هستید کل کمپین تبلیغاتی تان را خودتان بچرخانید. بسیاری از صاحبان مشاغل، حساب هایشان را تنظیم کرده اند و بودجه شان را نیز مشخص نموده اند و فقط منتظر آمار بازدید از سایت هستند. اغوا کننده است، اما به نظر من بهتر است کمی آرام تر پیش بروید.

وقتی شروع کردید، مبلغ قابل توجهی برای تبلیغات نخواهید داشت، بنابراین می خواهید آن را عاقلانه صرف کنید. سیستم های آگهی آنلاین می توانند یک منحنی شگفت انگیز یادگیری و برنامه های کاربردی بودجه بندی مکارانه ای داشته باشند. به عنوان مثال Google AdWords، به شما اجازه می دهد که یک بودجه را مشخص کنید، اما عوامل دیگری نیز وجود دارد و می تواند هزینه هایی را بوجود بیاورد که شما از آنها اطلاعی هم ندارید. اگر ندانید که چه می کنید، خیلی زود پول تان را از دست می دهید.

درسی که از این اشتباه می گیرید؟

ابتدا با ایده های بازاریابی رایگان و اولیه شروع کنید. کانال های رسانه های اجتماعی را راه اندازی کنید، نشانه ها و تابلوهایی برای تبلیغ در مورد فروش آینده قرار دهید، و نام تجاری خود (برند تان) را گسترش دهید. به محض اینکه اولین کارها را انجام دادید، کم کم شروع به رشد می کنید. اگر می خواهید تبلیغات آنلاین داشته باشید، حتما این کار را بکنید، اما یا این کار را خودتان انجام دهید و یا یک فرد خبره را استخدام کنید. این فرد خبره و حرفه ای باید شما را تشویق کند تا اهداف خاصی را تعیین کنید و به شما کمک کند تا یک بودجه واقعی را مشخص نمایید. توجه داشته باشید که هزینه های تبلیغات معمولا بیشتر از پیش بینی شما است.

اشتباه شماره ۳: ده ها حساب کاربری در رسانه های اجتماعی داشته باشید

رسانه های اجتماعی یک ابزار بازاریابی رایگان هستند، پس چرا از این فرصت استفاده نکنید و با ثبت نام در سایت های زیادتر، خودتان را بیشتر در معرض نمایش نگذارید، درست است؟ نه! اشتباه است. من به این تله افتادم. فکر می کردم که پست کردن در سایت های اجتماعی تنها چند ثانیه طول می کشد، خب چه اشکالی دارد؟ خوب، هنگامی که یک شغل را راه می اندازید، هر ثانیه مهم است. لیست کارهای روزانه شما شامل مواردی است که هرگز قبلا ندیده اید. همه چیز، از فاکتور نویسی برای ادارات گرفته تا اخرین کار، برعهده یشماست. این بدان معنی است که شما برای مدیریت یک میلیارد سایت اجتماعی چندان وقت ندارید.

درسی که از این اشتباه می گیرید؟

دو یا سه سایت را انتخاب کنید. فیس بوک و توییتر محبوب ترین ها هستند، اما Pinterest و Instagram بیشتر به چشم می آیند و برای تصاویر بهتر هستند. هنگامی که سایتی را انتخاب کردید، به طور مرتب پست بگذارید. یک صفحه رها شده در دنیای بازاریابی بی فایده است. به برنامه های مدیریت اجتماعی مانند Hootsuite و TweetDeck بروید تا به شما کمک کنند که پست هایتان را جلو جلو برنامه ریزی کنید.

اشتباه شماره ۴: خرید تعداد زیادی وسایل تبلیغاتی

حالا که شما یک کسب و کار دارید، به وسایل برای تبلیغات هم نیازمندید، درست است؟ از قلم گرفته تا پیراهن های پولو، وسایل تبلیغاتی برای صاحبان کسب و کار جدید جذاب است. این یک افتخار است. منظورم این است که، کیست که نخواهد وسایلی با آرم تجاری خود بر آن داشته باشد؟

بله، وسایل تبلیغاتی به عنوان یک ابزار بازاریابی نیز بکار می روند، اما شما نباید اسراف کنید. یکی از دوستان من که یک شرکت عکاسی را راه انداخت، با یک ضرر بزرگ متوجه این درس شد. او برای تبلیغات کارش کلاه، پیراهن و زنجیرهای کوچک با شکل دوربین خرید.

او نزدیک به ۱۰۰۰ دلار برای این وسایل خرج کرد. حدس بزن چی شده؟ پنج سال بعد او هنوز ده ها کلاه، صدها زنجیر، و تعداد انگشت شماری از تی شرت های بزرگ دارد.

درسی که از این اشتباه می گیرید؟

عملی باش. شما باید تعدادی آیتم های تبلیغاتی خریداری کنید، اما مقدار و بودجه کمی برای این کار در نظر بگیرید. پیشنهاد من این است که سفارش زیر را انجام دهید:

  • کارت تبلیغاتی
  • مواد بازاریابی مانند بروشور
  • یک آیتم خرید ارزان، مانند قلم

کارت های تبلیغاتی ضروری هستند. از Vistaprint برای سفارش ۵۰۰ تایی استفاده نمایید، و همین کافی است. آنها هرگز به هدر نمی روند. کسب و کارهای جدید می توانند از مواد بازاریابی اضافی مانند بروشور که کسب و کار شما را توضیح می دهد، بهره مند شوند. VistaPrint در اینجا نیز می تواند به شما کمک کند. یک سفارش کوچک داشته باشید.

اگر میخواهید آیتم های خرید ارزان داشته باشید، مداد گزینه مناسبی است. آنها ارزان و موثر هستند.

اگر پوشاک تبلیغاتی ضروری است، LogoUp را امتحان کنید. شما هزینه یک بار سفارش را پرداخت خواهید کرد، اما شرکت گزینه ی حداقل سفارشات را ندارد، بنابراین شما مجبور نیستید ۵۲۵ تی شرت بخرید تا یک معامله معقول بدست بیاورید.

اشتباه شماره ۵: روابط شبکه ای ایجاد نکردن

وقتی اولین بار به دنیای کسب و کار وارد شدم، روابط شبکه ای (نتورک) برای من یک معنی منفی داشت. فکر کردن به لبخند جعلی و خندیدن برای غریبه ها در مورد کسب و کار بزرگ من، برای من جذاب نبود. علاوه بر این، من به کمک گروه های شبکه ای نیازی نداشتم. فکر کردم همه چیز را تحت کنترل و سلطه دارم.

خوب، حدود سه ماه پس از شروع کسب و کار مان دو چیز اتفاق افتاد. اول، هزینه های مراقبت های پزشکی ما سر به فلک کشیده بود، و شنیدم که به اعضای اتاق بازرگانی محلی در رابطه با مراقبت های پزشکی، تخفیف داده می شود. دوم، من به فعل و انفعالات و روابط متقابل انسانی تمایل داشتم. راه اندازی یک کسب و کار از خانه باعث یکنواخت شدن زندگی تان می شود. پیوستن به اتاق بازرگانی محلی می تواند هر دو این مشکلات را کاهش دهد. بنابراین، این کار را کردم و به این انجمن پیوستم. من درخواست عضویت سالیانه دادم.

با توجه به شرایطم، این یک تصمیم عالی بود. در رابطه با مراقبت های پزشکی تخفیف گرفتم، و بعدها نیز توانستم با برخی از صاحبان کسب و کار روزمره که تجارب مشابهی داشتند، ملاقات کردم. روابط شبکه ای چیزی بیش از به اشتراک گذاشتن یک آبجو با صاحب کسب و کار دیگری نیست. شما نمی خواهید چیزی بفروشید، شما در آنجا هستید تا یکدیگر را بشناسید و با هم صمیمی شوید. تا جایی که، کسی که در این گروه ملاقات کرده اید، به خدمات شما نیاز پیدا کند.

پس از یک سال در اتاق بازرگانی بودن، سه مشتری جدید بدست آوردم. یکی از مشتریان عضو اتاق بازرگانی است، دو نفر دیگر، شخصی را در اتاق بازرگانی می شناختند که من را به آنها معرفی کرده بود. آنها همگی مشتریان بلند مدت هستند. این در واقع یک بازگشت پول برای من محسوب می شود، ۱۵۰ دلار هزینه ای که برای حق عضویت پرداخت کردم.

درسی که از این اشتباه می گیرید؟

در یک کلمه، نتورک. این فقط یک گزینه بازاریابی خوب نیست، برای سلامت کسب و کار شما مناسب است. خوب است که ایده های دیگران را گزینش کنید، در مورد اقتصاد محلی صحبت کنید و راهبردهای متفاوتی را از دیگر صاحبان مشاغل یاد بگیرید.

گزینه های زیادی وجود دارد. اتاق بازرگانی محلی شما تنها یک گزینه است. از سایت MeetUp.com استفاده نمایید. این سایت دارای مجموعه ای از گروه هایی است که می توانید به آنها ملحق شوید، که بسیاری از آنها گروه های شغلی هستند. فقط به دنبال گروه هایی در منطقه تان باشید و ببینید چه چیزی مناسب است. به انجمن های تبادل بحث آنلاین و سایت های عضویت در صنعتی خاص بپیوندید. نکته اش در این است که در هر کجا که بخواهید، بتوانید با صاحبان کسب و کار دیگر ارتباط برقرار کنید.

یکی دیگر از گزینه ها در اینجا این است که کاری را انجام دهید که خارج از منطقه راحتی شماست (یعنی کاری را انجام دهید که کمی فشار به شما وارد کند). در کسب و کار، تنها راه پیشرفت این است که خودتان را به جلو برانید. این بدان معنی است که کارهایی را انجام دهید که ممکن است از آنها لذت نبرید. این بهترین راه برای رشد به عنوان یک کارآفرین است.

آیا شما صاحب کسب و کار تازه کاری هستید؟ چه شما یک تازه وارد و یا چه یک کهنه کار باشید، ما دوست داریم در مورد درس های بازاریابی که در طول راه آموخته اید بشنویم. چه چیزی برای شما جواب داد؟ چه چیزی اشتباه پیش رفت؟ تجربیات خود را در قسمت نظر که در زیر آمده به اشتراک بگذارید.

[۱]  Hiccup یک اصطلاح عامیانه برای یک اختلال کوتاه مدت در یک برنامه طولانی مدت، هدف یا روند است. و می توان برای توضیح اقدامات تجاری یک شرکت خاص، رکود قیمت سهام یا بازار سهام به طور کل از آن استفاده کرد.

 

ترجمه تخصصی از : bplans

نوشته های مشابه

3 thoughts on “۵ اشتباه یک کارآفرین جدید در زمینه بازاریابی”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: محتوا محافظت شده است!!
بستن