نفت، فساد، پیشمرگه
از سال ۲۰۰۳ میلادی که عراق دوباره بر سر زبانها افتاد، نامی تازه به ادبیات نظامی جهان افزوده شد. «پیشمرگه»ها تا قبل از سقوط صدام، نیروهای شبه نظامی شمال عراق محسوب میشدند که با دولت مرکزی سر ستیز داشتند اما در مدت کوتاهی پوست انداختند و بار منفی نامشان کنار رفت.
با فروپاشی دولت مرکزی بغداد، اقلیم کردستان که از چند دستگی و جنگهای داخلی با قدمت نیمقرن رنج میبرد، کمی آرام گرفت و به یکپارچگی و استقلال روی آورد. پیشمرگهها نیز بهعنوان نیروی امنیتی تحت آموزش نظامیان اشغالگر درآمدند؛ اگرچه هیچگاه لباس سنتی کردستان را با یونیفورم یکدست عوض نکردند اما پلیس شمال لقب گرفتند تا امنیت نیمه بالایی عراق را تأمین کنند، امنیتی که شاید تا چند دهه دیگر نیز قابل تأمین نباشد.
مراقبت از سوخت جنگ
کمال کرکوکی، یکی از عالیرتبهترین فرماندهان پیشمرگه در کردستان عراق که نیروهایش نقش تعیینکنندهای در شمال این کشور برعهده دارند در توصیف جبهههای موجود در عراق در سال ۲۰۱۵ گفت: «هر حرکتی که در جبهه کردیم، برای نفت و محافظت از آن بود.»
میداننفتی دستنخوردهآی که صدام به دلیل انواع جنگها داخلی و خارجی طی ۵ دهه حکمرانیاش هرگز موفق به کشف کامل و استخراج از آنها نشدو میدانهای شناخته شده و در حال بهرهبرداری کرکوک و موصل و اربیل، همگی اهداف بالقوه و بالفعلی برای تروریستهای تکفیری داعش و القاعده و دیگر انواع شورشیان در عراق هستند. بخشی از نیروهای پیشمرگه که تحت عنوان «پلیس» فعالیت میکنند، درواقع محافظان این منابع هستند. وظیفه حفظ امنیت این نیروها نهتنها شامل جلوگیری از تصرف و تعدی به این تأسیسات میشود بلکه بازپسگیری را هم در دستور کار خود دارند. شهر دبیس که اخیرا از تصرف داعش خارج شد، یکی از متصرفات نیروهای فرمانده کرکوکیست. داعش طی ۵ سال گذشته میلیاردها دلار از فروش نفت میادینی که در اختیار داشت بهدست آورده و در این میان ترکیه بیشترین سود را از این نفت ارزان و قاچاق به جیب زده است.
پس از میدانها و دکلهای نفتی، نوبت به پالایشگاهها میرسد که اگرچه کم تعداد هستند اما باز هم پیشمرگهها مسئول نگهداری از آنها شدهاند و بدتر از هر دو اینها، ورود و خروجشان است. نفت خام از میادین نفتی به پالایشگاه و از از آنجا به مرزهای ترکیه لولهکشی شده است و این لولهها نه در اعماق آب بلکه روی سطح خاک هستند. خط لوله نفت در کردستان آنقدر در معرض دید و دسترس است که هرکس از خانهاش قهر کند میتواند یک میخ بردارد و رگ حیات کردستان و عراق را دچار خونریزی کند.
نزدیک به ۸۰ درصد از اقتصاد اقلیم کردستان عراق وابسته به نفت است و یکی از مقامات این اقلیم قبلا گفته بود: «وظیفه ما حفاظت از شرکتهای نفتی خارجیست.» بدون شک نفت و امنیت آن در شمال، به معنی آینده اقلیم است.
پیشمرگهها از ابتدای اشغال عراق در حمایت نیروهای آمریکا و ائتلاف بودهاند و تا امروز هم از پشتیبانیهای اطلاعاتی، استراتژیک و نظامی این نیروها بهرههای زیادی بردهاند. اگر بیتجربگی در نبردهای منظم و وظایف حفاظت کلان موجب شد تا فجایع و از دست دادنهایی مانند سنجار و موصل شد اما بازپسگیری دبیس و دیگر شهرکها بدون تسلیحات و اطلاعات و استراتژیهای نظامی آمریکا ممکن نبود.
فساد، ابزاری دو سر سود
برخی قواعد و قوانین هستند که در همه جای دنیا یکسان عمل میکنند، یکی از این بنیانها این است که در نبود نظارت و در قدرت مطلقه، فساد قطعا رشد خواهد کرد و اقلیم کردستان هر دو اینها را با یک چاشنی اضافه در خود دارد تا تنگدستی و مشکلات، سهم مردم سختکوش این منطقه باشد.
از دهه ۱۹۷۰ میلادی، صدام حسین بارها به مناطق شمالی و کردنشین لشکرکشی کرد و در نهایت موفق به تصرف و سرکوب بسیاری از این منطقه شد. طی این سرکوبها بخشهای زیادی از شهرهای کردنشین با زور سرنیزه تخلیه شد و سپس با پرداخت پاداش به اعراب، این مناطق عربنشین شدند. در جریان رویش داعش و سرایت آنها از سوریه به عراق نیز اغلب این شهرهای عرب شده با داعشیها کنار آمدند و ارتش عراق از آنها عقبنشینی کرد اما اکنون این کردها هستند که یکی پس از دیگری، سکونتگاههای قدیمی خود را از تروریستها باز میستانند.
مجموعه این شرایط این تصور را ایجاد میکند در اقلیم کردستان باید رفاهی نسبی و امیدی بزرگ وجود داشته باشد اما واقعیت بسیار دردناکتر از این است. بسیاری از روستاهای اقلیم در حال تخلیه هستند و مردم به دنبال محلی که بتوان روی ۳ وعده غذا در روز حساب کرد، راهی اردوگاههای آوارگان شدهاند حال آنکه ارزش قراردادهای نفتی اقلیم به میلیاردها دلار میرسد اما…
لعی الخطیب، مشاور سابق دولت مرکزی عراق در امور انرژی و کارشناس صنعت نفت و گاز معتقد است دولت اقلیم کردستان عراق از سال ۲۰۰۸ تا امروز رقمی معادل ۴۰ تا ۴۵ میلیارد دلار از از صنعت نفت و گاز درآمد داشته و این درحالیست که اقلیم سهم خود از بودجه کل کشور را نیز دریافت میکند؛ پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که این پول کجا رفته و صرف چه چیزهایی شده است؟
تقسیمهای خانوادگی و کمکهای بینالمللی
از سال ۲۰۰۳ که کار تدوین قانوناساسی عراق آغاز شد، تقریبا هر مقام ارشد آمریکایی و بریتانیایی که در این کشور حضور داشت، نقشی در کردستان بازی کرد و منافعی از نفت و گاز این اقلیم برای خود برداشت. این منافع آنقدر وسیع و دخالت سیاستمداران و ارتشیان در آن آنقدر گسترده و علنی بود که حتی جرج دبلیو #بوش ، رئیس جمهوری وقت آمریکا و دیک #چنی معاونش نیز از طریق شرکت نفتی بوش-چنی در کردستان سرمایهگذاری کردند.
فهرست مقامات سابق و فعلی آمریکا و انگلستان که امروز در نفت کردستان منافعی دارند، بسیار طولانیست. جیمز جفری، سفیر پیشین آمریکا در عراق که نقش بسزایی در گفتوگوهای میان اربیل و بغداد ایفا کرد و با مشاورههایی که به کردستان داد، این اقلیم را در رسیدن به خودمختاری مشروط به موفقیت رساند؛ اکنون بهعنوان مشاور در شرکت اکسونموبیل، درآمدی میلیون دلاری دارد. #اکسون موبیل نامیست که اینروزها وزارت امور خارجه آمریکا را در ذهن تداعی میکند.
زلمای #خلیلزاد ، سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل متحد و عراق، ژنرال #پترائوس ، ژنرال #گارنر ، کاندولیزا #رایس و حتی ریچارد پرل، رئیس اسبق کمیته روابط خارجی سنای آمریکا، همگی اکنون سهامداران شرکتهایی هستند که از ۱۰۰ میلیون دلار تا میلیاردها دلار در کردستان عراق قرارداد نفتی امضا کردهاند. تمامی این منافع به یاری صلح گرانقیمت میان اقوام کردستان و البته دو خاندان پرنفوذ و قدرتمند این اقلیم یعنی بارزانیها و طالبانیها بهدست آمده است.
فهرست آنچه در میان مقامات غربی و مردان قدرتمند کردستان ردوبدل شده نیز بسیار گسترده و قابل تأمل است. کوچکترین مورد آن ارسال ۱۲ خودروی اسپرت گرانقیمت و ضدگلوله از امارات متحده عربی به وزارت منابع طبیعی کردستان است. گزارشی که گلوبال پست از این فساد تهیه کرده بالغ بر ۱۰ صفحه است که در آن به نکات بسیار مهمی اشاره شده که حتی شهادت سفیر سابق انگلستان را نیز بهعنوان مدرک در خود جای داده است.
خاندان بزرگ #طالبانی که بزرگشان نخستین رئیسجمهوری غیر عرب عراق بود، تقریبا تا پایینترین ردهها تابعیت انگلستان را دارند و در این کشور املاک بزرگ و سهام سودآوری برای خود خردهاند. بزرگترین شرکتهای تجاری و نفت و گاز اقلیم کردستان نیز در فهرست داراییهای آنها ثبت شده است. #بارزانیها نیز اقامت و شهروندی آمریکا را برای خود انتخاب کردهاند و منصور بارزانی، فرزند رئیس اقلیم، خانهای چند میلیون دلاری در مککلان ایالت ویرجینای آمریکا خریداری کرده است.
در سال ۲۰۰۷ یک تحقیق مستقل که از سوی یک نهاد شفافسازی آمریکایی انجام شد، نقشهای قدیمی از میادین نفت و گاز، خطوط لوله و پالایشگاهها و ترمینالهای نفتی عراق در دوران حکومت صدام را منتشر کرد که کلید بسیاری از رخدادهای سیاسی و نظامی بعدی در این کشور بود. در این نقشه بزرگترین میادین کشف شده و بزرگتین زمینهایی که احتمالا حاوی میادین کشف نشده و دستنخورده نفت و گاز است، در نیمه شمالی و در حیطه حکومتی امروز اقلیم کردستان قرار دارد، جایی که قراردادهای نفتی بهآسانی بسته میشود و تأمین ۱۲ ساعت برق در شبانهروز، مردمش را راضی میکند. این واقعیت که محرومیت شدید این منطقه از عراق در دوران حکومت حزب بعث، سطح توقع مردم منطقه بهشدت پایین آورده، یکی از دلایلیست که در طول دو دهه گذشته سردمداران کرد توانستهاند بهسادگی میلیاردها دلار به حسابهای شخصیشان بریزند. در این میان عده اندکی از مردم منطقه نیز از ثروتهایی بهرهمند شدهاند و شهرهای مانند اربیل هم حال و هوایی نو و در حال پیشرفت به خود گرفتهاند اما روستائیانی هستند که برای یافتن یک نان روزانه، خانه خود را به مقصد اردوگاههای آوارگان ترک میکنند؛ روستائیانی که بارزانی و طالبانی را نامهای فداکار و جانفشان برای کردها میشمارند و زنان و مردانشان با سلاحهایی که از ۱۰۰ سال قبل برایشان به ارث مانده، در صف نخست نبردهای پیشمرگهها حاضر میشوند اما نمیدانند سختترین نبردی که پیشمرگه میطلبد، نبرد با فساد داخلیست.
توضیح: این مطلب به دلیل تفصیل زیاد و اسامی و مدارکی که در متن اصلی ارئه شده بود به طور کامل خلاصهسازی شده است.
منبع: GlobalPost Investigations
ترجمه و تلخیص: بهزاد احمدینیا



