معرفی کتاب

نظریه های فلسفی و جامعه شناختی در هنر

کتاب نظریه های فلسفی و جامعه شناختی در هنر ترجمه علی رامین و منتشر شده در نشر نی است.

برای درک آثار هنری و لذت بردن از آنها لازم نیست از معلوماتمان درباره زندگی و عواطف و احساسات مربوط به آن یاری بجوییم. هنر، به تنهایی، ما را از جهان پویش های انسانی به جهان حظ والای زیباشناختی فرامیبرد. با تأمل در آثار هنری و تجربه زیباشناسانه حاصل از آن، دمی از تعلقات روزمره بشری آزاد میشویم؛ از گذشته و آینده می دهیم و به ترازی فراتر از شیلان عادی حیات بر کشیده می شویم. این دیدگاه نمونه بارزی است از دیدگاه های درون نگرانه در خصوص هنر که در تقابل با دیدگاههای برون نگرانه قرار می گیرند. دیدگاههای برون نگرانه هنر را در متن تحولات اجتماعی بررسی می کنند و از این رو جامعه شناسی هنر را پی مینهند. این مجموعه، چنان که از نام آن نیز بر می آید، می کوشد ضمن بررسی سیر تکوین نظریه های فلسفی و جامعه شناختی هنر، تازه ترین تحولات آنها را به بحث بگزارد و نشان دهد که این نظریه ها در صورتبندی تعاریف متنوع از هنر، از دیدگاههای زیبایی شناختی و جامعه شناختی، چه نقشی ایفا می کنند.

مجموعه حاضر از دو بخش جامعه شناسی هنر و فلسفه هنر شکل گرفته است. جامعه شناسی هنر از چند دهه گذشته به این سو به رشته ای پویا و بالنده تبدیل شده است که گستره مطالعاتی آن، موضوعات و مسائل بسیار متنوعی را دربر می گیرد. از یک سو به تحلیل های سطح خرد جامعه شناختی می پردازد و برای مثال، زندگی و فعالیت های عملی هنرمندان و موقعیت اقتصادی و اجتماعی آنها را به تحقیق می گیرد؛ و از سوی دیگر به تأملات سطح کلان روی می کند و مسائلی همچون جایگاه هنر و افت و خیزهای آن در ساختار کلی جوامع مدرن را موضوع مطالعه خود قرار می دهد.
جامعه شناسی هنر در بخش نظری نیز، به ویژه در دو دهه اخیر، پویشی نظرگیر داشته و کتاب ها و مقالات پر محتوایی توسط جامعه شناسان درباره مسائل نظری هنر نگاشته شده است.
فلسفه هنر یا زیباشناسی که از دیرباز درباره مسائل مربوط به تعریف و چیستی هنر، نظریه هنر، رابطه زیبایی و هنر، و خودمختاری هنر به تأمل می پرداخته، در روزگار کنونی بر مفاهیمی چون ارزش زیباشناختی، تجربه زیباشناختی، معیارهای داوری زیباشناختی و نگرش زیباشناختی تکیهای ویژه داشته است. همچنین روند غالب در زیباشناسی معاصر، بر گرایش به تحلیل های موشکافانه ای از نقش نظریه در نقدهای هنری، بررسی ضرورت و امکان صورتبندی تعریفی جامع و مانع درباره هنر، هستی شناسی هنر و مسائل مربوط به اصالت آثار هنری، نظریه نهادی، هرمنوتیک و تأویل متن قصد مؤلف و اهمیت آن در نقد هنر و جز اینها متمرکز بوده است.
جامعه شناسی هنر و فلسفه هنر، که اولی متعلق به گروه علوم اجتماعی و دومی متعلق به گروه علوم انسانی است، هم از جهاتی تکمیل کننده یکدیگرند و هم از جهاتی در برابر هم قرار میگیرند و می کوشند اصول و مفاهیم یکدیگر را به چالش گیرند. نگاه زیباشناسی به هنر یک نگاه درون ذاتی است، حال آنکه نگاه جامعه شناسی به هنر، یک نگاه برون ذاتی است. جامعه شناسی به هنرها در جایگاه اجتماعی و تاریخی شان می نگرد و شرایط اجتماعی برآمدن آنها و شیوه های تولید و دریافت آنها را مدنظر قرار می دهد. هنر در زبان عادی، واژه ای است ذاتا دارای بار ارزشی، و این بار ارزشی، هنگامی که هنر به تحلیل جامعه شناختی گرفته می شود، به کل زایل نمی گردد. جامعه شناسی می تواند هنر را به مثابه مقوله ای از هستی های فرهنگی که برساخته اجتماع اند تحلیل کند، ولی این که آیا می تواند تحلیل خود را بر بی طرفی ارزشی» به وجه اکمل آن مبتنی سازد، جای بسی گفت وگوست.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن