کارآفرینی هنر

شش راه آماده شدن یک هنرمند برای جهان استارتاپ‌ها

 

شخصی به تازگی از من پرسید که چگونه وارد دنیای تکنولوژی و استارتاپ‌ها بشوم. سؤال مرا یاد سخنی از استیو جابز که جایی خوانده بودم انداخت: «شما نمی‌توانید نقاط را به سمت جلو به هم وصل کنید، فقط می‌توانید آنها را از سمت عقب به هم متصل کنید. بنابراین مجبور هستید که مطمئن باشید نقاط به یک طریقی در آینده شما متصل خواهند شد. شما باید از یک چیز مطمئن باشید؛ نیروی خودتان، سرنوشت، زندگی، کارما، یا هر چیز دیگری. با این روش من هرگز ناامید نشدم و تفاوت‌های بسیاری در زندگی من ایجاد شد.»

زمانی که به تمام تصمیمات و اقدامات خود از گذشته تا به حال نگاه کردم، متوجه شدم که واقعاً تمام آنها از هنرمند بودن من ناشی شده‌اند.

شباهت‌های زیادی میان شروع یک اثر نقاشی جدید و شروع به کار یک شرکت وجود دارد. از منظر بیرونی، این دو دنیای کاملاً متفاوت هستند اما در حقیقت بسیار شبیه یکدیگرند.

شش نقطه اشتراکی که میان دنیای هنر و تکنولوژی وجود دارد عبارتند از:

  1. هیچ قاعده‌ای در مورد اینکه اثر بعدی هنرمندان چه باشد وجود ندارد.

همین قاعده درباره راه‌اندازی یک استارتاپ نیز کاربرد دارد. وجود هر رسانه یا سبک تصویری ممکن است. به عنوان مثال، می‌توان از ایلان ماسک که از رسانه‌ای که در آن تخصصی نداشت استفاده کرد، نام برد. او کارشناس اتومبیل یا کارمند ناسا نیست ولی شرکتش در زمینه فناوری‌های نوین در این حوزه‌ها سرمایه‌گذاری و فعالیت می‌کند.

  1. مسائل و مشکلات تا زمانی که کار به خوبی پیش می‌رود مشخص نمی‌شوند.

سختی کار در اجرای آن و چالش‌هایی است که به وجود می‌آید. در مورد یک اثر نقاشی زمانی که از نقاشی لذت برده شود کار رضایت‌بخش است. همین مسئله در مورد استارتاپ‌ها نیز به کار می‌رود. چالش‌ها پیش می‌آیند و درجه دشواری آنها تا زمانی که پس از چند شب طولانی و بی‌خوابی حل نشوند، مشخص نمی‌شود.

  1. هنرمندان و کارآفرین‌ها با مشکلات روبرو می‌شوند، روی آنها تمرکز می‌کنند و در نهایت راه حل برطرف کردن مشکل یا بهتر کردن کارها را متوجه می‌شوند.

در هر دو رشته، یادگیری از تجربه ناشی می‌شود و تجربه هم از «برخورد» بسیاری از متغیرها با هم ایجاد می‌شود.

  1. نه هنرمند و نه بنیانگذار یک استارتاپ تا زمانی که محصول نهایی‌شان به بازار عرضه شود، نمی‌دانند که مردم از محصول نهایی آنها خوششان خواهد آمد یا با آغوش باز از آن استقبال و استفاده خواهند کرد.

اعتماد به نفس برای پیگیری ایده‌تان از این باور ناشی می‌شود که مادامی که خودتان از یک اثر هنری یا محصول خاصی خوشتان می‌آید سایرین هم آن را دوست خواهند داشت.

  1. هنرمندان و کارآفرین‌ها از مبارزه و تلاش لذت می‌برند.

میان هنرمندان مبارزه و تلاش برای حمایت مالی برای خلق اثر هنری رایج است. میان استارتاپ‌ها هم مبارزه و تلاش برای پیدا کردن مهندسان و سایر متخصصان حرفه‌ای که بتوانند دستمزد آنها را بپردازند رایج است. گاهی اوقات آنها باید از خارج از منابع پروژه آن را تأمین مالی کنند تا اینکه به نتیجه برسند یا یک کار جانبی برای حمایت مالی از کار اصلی خود انجام دهند. در هر دو حوزه  در مراحل اولیه فداکاری در زمینه روابط عاطفی، مراقبت از سلامت خود، غذای لذیذ خوردن و انجام تفریحات مفرح به منظور ادامه ساخت یک شرکت یا خلق یک اثر هنری رؤیایی مهم است.

  1. پذیرش بازخوردها یا انتقادات سایرین در مورد اثر خلق شده آسان نیست.

رنج و محنت صرف شده در طول روزها یا ماه‌ها و در ساعات غیرمعمول برای تمام کردن یک اثر هنری یا راه‌اندازی یک شرکت جدید، هضم پیشنهادات برای پیشرفت کار را سخت می‌کند.

نمی‌دانم بدون داشتن پس‌زمینه هنری، جایی که امروز هستم بودم یا نه. به نظر من این موضوع به من حس قدردانی عمیقی نسبت به تیم مهندسی و فداکاری و استعداد آنها در عرضه محصولات فناوری به بازار مصرف انبوه داده است. با وجود اینکه یک مهندس فنی نیستم، می‌دانم که این موضوع تا چه اندازه می‌تواند مشکل و چالش‌برانگیز باشد، زیرا فداکاری و استعداد در هنر نیز چنین کاری را انجام می‌دهد.

تمرکز بر طراحی در خلق فناوری مرا از این جهت خوشحال می‌کند که در میان دانشمندان و ریاضیدانان نیز حس زیبابی‌شناختی وجود دارد. بدون به کارگیری مهارت‌های هنری خود و به کارگیری آنها در فناوری، نمی‌توانستم جایگاه بهتری داشته باشم و در عین حال راه‌ها را برای سایر هنرمندان نیز باز می‌کنم. چیزی لذت‌بخش‌تر از این وجود ندارد.

مترجم: آمنه صرامی
منبع : entrepreneur

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: محتوا محافظت شده است!!
بستن