اقتصاد

شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب

شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوبNISOC بزرگترین شرکت نفت و گاز در ایران
تاریخ و محل تولد: 1971 با راه اندازی شرکت اسکو…مسجد سلیمان

نویسنده: سعید ساویز
به قول خسرو معتضد انگاه که چرچیل می گفت ما جنگ را برروی امواج نفت بردیم منظورش همین شیره جان زمین تفدیده خوزستان بود،شهد چاههای نفت مسجد سلیمان و هفتکل و گچساران شد سوخت مایع مورد نیاز کشتی ها و هواپیماهای متفقین در جنگ دوم جهانی اما با چنین گذشته پر افتخار و رفیعی به بلندای اسماری سر بلند تا بوده مناطق نفت خیز نگین انگشتری نفت ایران بوده است و مغرور و سرکش همچون خوی عشایر غیور و دلاور سرزمینش در زمین خود امیرند و در مقابل خان سرکش؛مناطق نفت خیز جنوب تنها یک شرکت نیست، یک فرهنگ است،یاد اور خاطرات100 سال نفت است شجره نامه اقوام است ، یادگار تمدن طلائی خوزستان است و مسجد سلیمان و ابادان همچون اتلانتیس باشکوه و گمشده در غبار بی وفایی و جنگ . اما پس از جنگ انچه رخ داد در فرایند وزارت خانه شدن دیگر غرور و سهم خواهی معنا نداشت حتی اگر نان مملکت را بدهی و80 درصد نفت را تولید کنی،تهران می خواست قانون گذار باشد و مناطق بر نمی تافت این بود که کانون قدرت چند پاره شد از دلش نفت مرکزی زاده شد و البته عده ای از مدیران عالی رتبه که نمی خواستند در جنوب ماندگار باشند متن را درتهران و کالای نفت را در انسوی ابها تاسیس کردند اما اینها از نفوذ مناطق بر نفت و سرکشی شان نکاهید انها هنوز ولی نعمتند و تافته جدا بافته اروندان هم در غرب کارون بوجود امد تا نهال نوپایی باشددر کنار درخت تنومند مناطق و اما افاقه نکرد و باز چندین پاره شد کارون و مارون و مسجد سلیمان و گچساران و اغاجاری به همراه چهار شرکت دیگر، ایراد کار از انجا بود که چند گروه اقلیمی و قومیتی برگرفته از مردمان خوزستان تا بوده اختیار دار و زعیم نفت ایران بوده اند چند گروهی که لابی شان در نفت بسیار قوی است و خروجی این لابی های جنوب هرگز خیری برای سازمان نداشته است البته دیر زمانی است که نفتی های جنوب معتقدند که غیر بومی ها تمامی سمت های نفت را اشغال کرده اند اما در رد این گمان همین بس که مدیران عامل فعلی و قبلی و قبلتر مناطق ، مدیران عامل فعلی و قبلی و قبلترفلات قاره،مدیران عامل فعلی و قبلی نفت مرکزی،مدیران عامل فعلی و قبلی اروندان،مدیران فعلی و قبلی برنامه ریزی تلفیقی همگی نه تنها برخواسته از مناطق بلکه خوزستانی نیز بوده اندبه جرات می توان گفت که کل مناطق خشکی ایران به شدت تحت نفوذ مناطق نفت خیز جنوب بوده و به گونه ای حیاط خلوت مناطق به حساب می اید به صورت غیر رسمی به گوش میرسد که برخی از شرکتهایی که از دل مناطق زاده شدند از طریق مراودات فی ما بین از قرار دادها و پیمانکاران مناطق استفاده می کردند مشروط شده اند که مناقصه مجزا بر گزار نکنند که اگر بکنند دیگر نعمت استفاده از وندور مناطق را از دست می دهند و این یعنی پدرسالاری؛ هنوز هم تمام مدیران خشکی از مناطق می ایند اما از حاصل اینهمه نفوذ و قدرت چیزی عاید سرمایه انسانی شاغل در مناطق و نفت مرکزی و سایر سرزمینهای نفت خیز نگشت هنوز هم خوزستان و نفت مرکز پایین ترین ضریب حقوق را دارندطرحهای اقماری در مناطق و اروندان به حداقل رسیده است از مسکن جدید و امکانات رفاهی پرسنل خصوصا در اروندان خبری نیست از کارانه و پاداش ویژه خبری نیست گرمای بالای 55 درجه و گرد و خاک فلج کننده مشیت الهی فرض می شود و حتی بر روی اضافه کاری پرسنل نیز اندک تاثیری نمی گذارد گرفتن انتقالی واقعا کار سخت و غیر ممکنی است مگر انکه قید همه چیز را بزنی هنوز هم مانند سایر جاها در نفت ارزشیابی در جنوب قطره چکانی است و تا این غالب یخ از بالا دست به دست شود سهمیه 25درصدارزشیابی الف برای کارمند نگون بخت پر شده است و در واقع این باند و باند بازی و قوم و قبیله گری خیری ندارد مگر برای حفظ صندلی مدیران که اگر در باند باشی بالا می روی و وقتی یکی مدیر شد پازل را از بالا به پایین می چیند ،گاهی این گروه در اوج و گاهی ان گروه اما هیچ کس برای تخصیص ان 1 درصد قول داده شده از درامد نفت هر منطقه برای ابادانی همانجا نمی جنگد،هیچ کس برای اضافه کردن حقوق پرسنلش نمی جنگد، هیچ کس نیو سایت و شهرک نفت جدید نمی سازد،هیچ کس به حکم دینی که خوزستان به اسلام ادا کرد دین خود را به خوزستان ادا نمی کند،مزایا و شایستگی و سهمیه تنها وام نفت همان است که در تهران است اگر کمتر نباشد؛ لیکن بازی تاج و تخت به شدت در جریان است.
در دوره های پیشین شاید وزیری که بیش از بقیه با با این گروه قدرتمند جنوب سر شاخ شد زنگنه بود و هم او بود که تجزیه مناطق را کلیدزد تا از تجمع قدرت بکاهد و این بار نیز همان شد ژنرال که خود عناد و سرکشی را در وزارت خانه تحت امر بر نمی تابد.
اين بار نيز اصلي ترين منتقدان رادر ميان كانونهاي قدرت جنوب ديد؛این بار مورد مناقشه مدل جدید قرار دادهای نفتی بودکه البته نمی توان گفت که مدل جدید IPC بی نقص و حتی کم نقص بوده است زیرا که تا تصویب در مجلس بارها و بارها دچار تغییرات و اصلاحات گشت اما صف ارایی جنوبی ها و مرغ یک پایشان خصوصا بر علیه توتال رنگ و بوی سیاسیش بیش از رنگ و بوی فنی اش بود،جنوب مرتب ساز مخالف میزد و از تواناییش برای توسعه میدان در راس می گفت-شاید 80% نفت و 20% گاز در مناطق نفت خیز جنوب تولید گردد و به نوعی نفت ایران با مناطق معنی گردد اما این سهم حداکثری در تولید دلیل عمده اش مخازن عظیم و نفت در جای فراوان است و سابقه حدود یک قرن تولید انهم غیر صیانتی،از لحاظ فنی مناطق بزرگترین است و مهم ترین اما فاصله اش با استانداردهای جهانی و شرکتهای استاندارد جهانی زمین تا اسمان است و می شود همان داستان شهر کوران و پادشاهش-با پیروزی ایران بر سر میز قمار سقف تولید در اوپک و مقبولیت رخت جدید توسط مجلس بر قواره نفت و عقیم ماندن طرحههای استیضاح مکرر وزیر باید به نوعی تعامل و توافقی برای نیل به اهداف ملی صورت می گرفت که در این میان سر انجام وزیر پذیرفت که مناطق تافته جدا بافته باشد و مدلی جدا برای خود ارائه دهد و اما این اغاز ماجرا بود کنسرسیومی از شرکتهای بی نام و نشان شامل PERGAS-AGR-SPEC-OILSERV-LOOBY-PNOC-STANDARD HANDSON و دانشگاه شریف نخستین تفاهم نامه را برای مطالعه دو میدان کرنج و شادگان با مناطق امضا نمودند و در واقع از زایمان فیل انتظارها بیش از این بود اما گنجاندن اسامی این شرکتهای بی نام و نشان انهم برای مخالفان سر سخت در مقابل امثال توتال بسیار عجیب و غیر قابل هضم به نظر می رسد ؛هدف از قرارا دادهای نفتی امدن سرمایه و انتقال تکنولوژی توسط شرکتهای صاحب دانش و در واقع زدودن زنگار از اینه نفتی بود که تحریم ها تا پای فلج شدن برده بودندش اما این شرکتها چیزی که ندارند بر ما بیفزایند هیچ قرار داد با ما نقطه درخشان رزومه کاریشان می شود و اما بمب خبری دوم امضای تفاهم نامه با بخشSPM شلمبرژه برای مطالعه بر روی رگ سفید و میدان پارسی و شادگان بود که اگر نخواهیم به شیوه جنوب دو پا در یک کفش تنها مخالفت کنیم نام شلمبرژه به خودی خود نام بزرگیست و فالش نیک اما نکاتی چند وجود داردكه پرداختن بدان خالي از لطف نيست.

• گمانه زنی ها با نفرات ایرانی که سابقا در این شرکت عهده دار سمت بوده اند بر این است که از هراس جرایم و تهدیدات امریکا شلمبرژه تا نیمه دوم 2017 به ایران باز نمی گردد.
• شلمبرژه همواره شرکت خدماتی خوبی بوده است که البته اگر بدان اعتماد کنید قطعا تا جایی که بتواند کیسه از انبان شما می اندوزد و اما در خصوص سابقه مطالعاتش در ایران اشتباهات فاحشش در لایه نفتی هنوز محل بحث و مجادله در براورد نرخ تولید در یکی از نواحی می باشد و همچنین وقتی مطالعه در ایران به این شرکت سپرده شد در پایان به مصرف و نصب گرانترین محصولاتش ولو غیر ضروری در ان میدان ختم گردید .
با تمامی این احوال باید ماند و دید که در اینده عملکرد جنوب در خصوص این تفاهم نامه ها چگونه است ایا نام شمبرژه تنها برای کاهش سر و صدای افکار عمومی و به عنوان حرکتی ایضایی برده شده یا اینکه به قرار داد و سپس اجرا نیز ختم خواهد شد و ایا این کنسرسیومی نا شناخته ید بیضایی در استین دارد و یا چند صباحی بعد گردانندگان این ماراتن دست ها را به علامت تسلیم بالا می برند و به سر خط بازمی گردند ؟باید ماند و دید.
نویسنده: سعید ساویز

کانال نفت چه خبر؟

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن