مقاله هنری

نگاهی به مفهوم Conformist و Non-conformist در هنر معاصر

در طول تاریخ، هنر همواره در نقطه‌ای میان “پذیرفته شدن” و “متفاوت بودن” حرکت کرده است.  برخی هنرمندان مسیرهای تثبیت‌شده و مورد قبول جامعه، بازار یا قدرت را دنبال کرده‌اند و برخی دیگر، با فاصله گرفتن از قواعد رایج، زبان شخصی و مستقلی برای بیان خود ساخته‌اند. این دو رویکرد را می‌توان با مفاهیم “Conformist” و “Non-conformist” در هنر توضیح داد.

هنرمند conformist معمولاً در چهارچوب سلیقه عمومی، جریان‌های غالب یا انتظارات بازار فعالیت می‌کند. چنین هنری اغلب از نظر اقتصادی و اجتماعی شانس بیشتری برای دیده شدن دارد، زیرا با فضای آشنا و قابل‌پذیرش جامعه هماهنگ است. در این رویکرد، هنرمند ممکن است برای حفظ امنیت حرفه‌ای، فروش بیشتر یا پذیرش اجتماعی، از تجربه‌گرایی و بیان چالش‌برانگیز فاصله بگیرد.

در مقابل، هنرمند non-conformist تلاش می‌کند صدای مستقل خود را حفظ کند؛ حتی اگر این استقلال به طرد شدن، سوءبرداشت یا دیده نشدن منجر شود. این هنرمند به جای پیروی کامل از الگوهای تثبیت‌شده، به کشف شیوه‌های تازه بیان، نقد وضعیت موجود و آشکار کردن لایه‌های پنهان تجربه انسانی می‌پردازد. بسیاری از جنبش‌های مهم تاریخ هنر، از امپرسیونیسم تا سوررئالیسم، در آغاز توسط هنرمندانی شکل گرفتند که در زمان خود “ناهم‌رنگ”و حتی غیرقابل قبول تلقی می‌شدند.

با این حال، تقابل میان conformist و non-conformist را نباید صرفاً به دوگانه‌ای ساده تقلیل داد. هر هنرمند در دوره‌هایی از زندگی خود ممکن است میان نیاز به بقا، پذیرش اجتماعی و حفظ استقلال درونی در نوسان باشد. مسئله اصلی، میزان وفاداری هنرمند به حقیقت شخصی و نگاه انسانی اوست.

در جهان معاصر، که هنر بیش از هر زمان دیگری با بازار، رسانه و الگوریتم‌های دیده‌شدن پیوند خورده است، خطر هم‌شکل شدن آثار هنری افزایش یافته است. در چنین شرایطی، non-conformist بودن تنها یک انتخاب زیبایی‌شناسانه نیست، بلکه می‌تواند نوعی مقاومت فرهنگی و تلاشی برای حفظ اصالت، تخیل و آزادی بیان باشد.

شاید به همین دلیل است که تاریخ هنر، اغلب بیش از آنکه به یاد آورنده هنرمندان کاملاً هم‌رنگ باشد، نام کسانی را حفظ کرده است که جرئت متفاوت دیدن و متفاوت ماندن را داشته‌اند.

نویسنده : سمانه دولتی

منابع:  

-پاکباز، رویین). 1388) . دایره المعارف هنر. تهران:  نشر فرهنگ معاصر

– کشمیرشکن، حمید (۱۳9۲). هنر معاصر ایران ، ریشه ها و دیدگاههای نوین . تهران:  نشر حرفه هنرمند

  -رضوی، محمد .(۱۳98). هنر در جامعه مدرن ، همنوایی و ناهمنوایی در هنرهای زیبا. فصلنامه پژوهش هنر
– حسینی، زهرا (۱400) .تحلیل هنر انتقادیدر نقاشی معاصر ایران. پژوهشنامه هنرهای تجسمی

– Berger, John. *Ways of Seeing*. Penguin Books, 2008. 

– Jung, Carl Gustav. (1964). Man and His Symbols. London: Aldus Books. _Duncum, Paul. (2002).


–


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا