اخبار هنرهای تجسمیاخبار هنری

بازیابی امر نقاشانه؛ گزارش نمایشگاه علی گلستانه

یادداشتی بر نمایشگاه علی گلستانه: گالری اکس هما: مرداد 1401/  سپهر دانش اشراقی

هرکس زمانی، حتی برای مدتی کوتاه، دست به نقاشی و رنگ برده باشد، آثار علی گلستانه او را مدهوش خواهدکرد. پیش از آنکه بیندیشد، در دنیایی پراحساس غوطه‌ور خواهدشد. زیبایی به ناگاه چنان محض، بی‌واسطه و انکارناپذیر بر او فرود می‌آید که هیچ گریزی از آن نیست؛ جز بازگشتن و بازنگریستن.

  کارهای گلستانه پیچیدگی فنی آنچنانی ندارند، اما آنچه او از مهارت و توانایی فنی کسب کرده، به کمال در تجربه‌اش جذب شده و در نگاهش رو به سوی جهان، متجلی است[1]. کیفیت استفاده گلستانه از متریال، بخشی جدایی‌ناپذیر از نقاشی اوست؛ برخوردی که با مدادرنگی دارد چیزی متفاوت از آبرنگ است؛ همینطور در رنگ روغن با حال هوایی دیگر روبه‌رو هستیم؛ گویا گلستانه ماده‌ را در کارش مشارکت می‌دهد[2]. در این نمایشگاه نیز از آن رو که کلکسیونی از آثار گوناگون گلستانه به نمایش در آمده، از طراحی‌های ناتمام تا کارهای رنگ روغن، آبرنگ و مدادرنگی، به وضوح تنوع برخورد او با انواع متریال را می‌توانیم مشاهده کنیم. او با قلم ضربه‌های مدادرنگی گویی به آهنگ محیط نزدیک می‌شود. ارتعاشی که در خطوط مداد رنگی او نهفته است، صدایی را که در محیط پنهان است برای ما قابل شنیدن می‌کند[3]. لحن آبرنگ‌های او به گونه‌ای دیگر است، لکه‌های رنگ، بی‌پروا، حجمی مرتعش و سایه‌وار را بر کاغذ می‌نشانند؛ آن‌سان که رنگ، پس از خشک شدن، همچنان خاطرۀ آب را با خود دارد[4]. همینطور در رنگ‌روغن‌هایش، برخورد صلب نقاش در عین سیالیت را می‌توان دید؛ اما آنچه در بدو ورود به این  نمایشگاه و دیدن آثار گلستانه لبخند را بر لبانمان می‌نشاند؛ نه برخورد تکنیکی او، بلکه مواجهه با «امر نقاشانه» است؛ به تعبیری دیگر در آثار گلستانه با نگاه و حساسیتی پیشاعکاسانه مواجه هستیم.

 در اینجا نوعی زیبایی‌شناسی، بدون دخالت نگاه عکاسانه در کارهای او حاکم است[5]. تفکیکی میان ادراک‌کننده و ادراک شونده، آن‌گونه که در عکاسی با آن روبه‌رو هستیم، وجود ندارد. ازاین‌رو آثار گلستانه لذت ناب نقاشی را در ما بر می‌انگیزد. گلستانه فرم، رنگ و شکل را به خدمت غریزۀ خود در می‌آورد؛ در اصل او کارش را با مشاهدۀ جهان اطرافش می‌آغازد، اما نه گزارشی از واقعیت، بلکه نگاهی تأملی و ادراکی از جهان؛ او با نگاهش وارد گفتگویی با جهان می‌شود. «گلستانه در حضور طبیعت انگار نگاهش را مثل توری روی چشم‌انداز پهن می‌کند، یا درست‌تر این که بگوییم این تور پیشاپیش، او و چشم‌انداز را درون خود جا داده است … [6]» این حاکی از باز متولدشدن امر نقاشانه در آثار گلستانه است. ازاین‌رو در این نمایشگاه می‌توانیم در میان تنوعی از آثار ارائه شده، «دیدن نقاشانه» را به‌گونه‌ای ظریف و واقعی تجربه کنیم؛ یعنی مشاهدۀ تصویر به‌عنوان تجربه‌ای زیسته و مفصل‌بندی جهان؛ و این بازیابی «امر نقاشانه» همان لذتی است که ما را به بازگشتن و بازنگریستن آثار گلستانه، فرامی‌خواند.


[1] «پانزده نكته درباره‌ی نقاشی‌های علی گلستانه»، مجید اخگر، حرفه هنرمند، شماره 64، ص.67

[2] « جمع سبک شخصی و امر مطبوع در کار چهار نقاش»، خیزران اسماعیل‌زاده، حرفه هنرمند، شماره 67، ص.50

[3] « چشم، چشم باقی می‌مانَد»،  وحید حکیم، حرفه هنرمند، شماره 64، ص.77

[4] وحید حکیم، همان

[5] مجید اخگر، همان، ص.67

[6] اخگر، همان، ص.67

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا