هنرمندانهنرمندان داخلی

گروتسک همواره تیره، زشت یا زننده نیست: نقاشی‌های حدیث فخر

نویسنده: آزاده باقری

نقاشی‌های حدیث فخر دنیای رنگارنگ و سراسر شادی کارتون‌های دیزنی را به خاطر می‌آورد. رنگ‌های تخت و شفاف که برای ترسیم فیگورهای ریز و درشت و گل و بوته‌های پرجزییات به کار رفته‌اند، دلیل این یادآوری‌اند.
دیدگاه باختین در مورد گروتسک، برخلاف تصور رایج از مفهوم گروتسک که بیشتر چیزی عجیب، وحشتناک، از ریخت‌افتاده یا پست را مورد اشاره قرار می‌دهد، دیدگاهی نسبتاً مثبت است. او بیان می‌کند که:
«گروتسك فاش‌كننده‌ی احتمال دنیایی كاملاً متفاوت با تناسبی دیگر است و دنیای حاضر ناگهان و به طور كامل برای ما بیگانه می‌شود، زیرا امكان یك جهان مساعد مانند دوران طلایی و حقیقت كارناوال یا خوش‌گذرانی در آن تجلی می‌یابد. بشر دوباره به خود بازمی‌گردد. جهان نابود می‌شود تا دوباره به شیوه‌ای نو شكل گیرد و در حالی كه می‌میرد، متولد می‌شود.»
با خواندن همین یک پاراگراف می‌توان هم‌خوانی این نقاشی‌ها را با دنیای کارناوالی باختین و تصویری که او از گروتسک ارائه می‌دهد، دریافت. علاوه بر رنگ‌های شاد که به القای حس سرزندگی در نقاشی‌ها بسیار کمک کرده‌اند، وجود فرم‌های نرم و خمیده که مثل خمیر کش آمده یا نیمه جامدند و دارند از جایی سرازیر می‌شوند، در ترسیم دنیایی مملو از خوشی و راحتی بسیار موثر بوده است. مسیرهای چرخشی و مدوری که چشم در تابلوها دنبال می‌کند، می‌تواند استعاره‌ای از چرخه‌ی مرگ و تولد دوباره باشد که با فضاسازی رنگی تابلو نمی‌تواند حسی ناراحت‌کننده از مرگ را به بیننده منتقل کند. با این‌که ممکن است استخوان جمجمه یا سری قطع شده را در تصویر شناسایی کنیم اما خاطرمان به هیچ وجه مکدر نخواهد شد و این باعث نمی‌شود که حس سرخوشی ناشی از تماشای این همه رنگ و پویایی در ما از بین برود.
جالب است نقاش خود اشاره می‌کند که کتاب‌هایی که نگاه مثبتی نسبت به زندگی دارند، نظیر کیمیاگر پائولو کوئلیو یا 12 قانون زندگی، بر او تاثیر گذاشته‌اند. این کتاب‌ها در ستایش زندگی و زندگی‌کردن نوشته می‌شوند و با دانستن این نکته می‌توان گفت نقاش با تاثیرپذیری از این دیدگاه جشنی در تابلو به راه انداخته است. در این‌جا به هیچ وجه منظورم تاثیرپذیری نقاش از آن دسته از کتاب‌های انگیزشی که تمام تلاش خود را برای بهترکردن حال ما می‌کنند، نیست، بلکه صحبت از دوست داشتن زندگی و زنده‌بودن است؛ جزئیات نقاشی‌ها که ممکن است حاوی قسمت‌هایی از بدن انسان یا حیوان باشد، اجزای به‌هم‌پیوسته و متعلق به کلی بزرگتر در تابلو هستند و کل تابلو شبیه به فرشی است که تک تک اجزا در تارو پود آن بافته شده‌اند؛ نقش داشتن تمامی اجزا در شکل‌دادن این کل منسجم با ایده‌های باختین در مورد شرکت در کارناوال دنیا مطابقت دارد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا