کسب و کار

یافتن هدف درونی برای کارمندان

پنج پرسشی که به کارمندان کمک می کند تا هدف درونی خود را بیابند

 چگونه رهبران می توانند به کارمندان خود کمک کنند تا معنا و هدفی را در کار خود بیابند.

سازمان ها منابع قابل ملاحظه ای را صرف تعریف ارزش های سازمانی و دستورالعمل های کاری می کنند, با این وجود حتی  الهام بخش ترین سازمان ها – از تعهد شرکت ولولو به مسئله امنیت سرنشینان گرفته تا علاقه فیسبوک به ایجاد ارتباط بین افراد –  نیز در هیاهو و جنب و جوش یک روز کاری نقش پررنگی را بازی نمی کنند.

حس هدفمندی چیزی است که کارمندان به واقع به آن احتیاج دارند تا بتوانند با تمرکز کافی به کار خود بپردازند و از آن احساس رضایت کنند. در تحقیقی که در سال 2016 توسط گروه مشاوران دلویتی[1] انجام گرفت مشخص شد که افراد به شرکت هایی احساس وفاداری و تعهد دارند که از بلند پروازی های آنها در کار و زندگی، یا به عبارت دیگر آنچه که برای آنها اهمیت دارد، حمایت می کنند. و با وجود آنکه جوانان هزارۀ جدید کانون توجه این تحقیق بودند، در طول دهۀ گذشته که به آموزشِ مدیران اجرایی با تجربه مشغول بوده ام، در یافته ام که چنین رویکردی در میان تمام نسل ها رایج است. فارق از سطح اجتماعی افراد یا جایگاه شان در صنعت و کار، همۀ ما نیازمند یافتن معنایی در آنچه انجام می دهیم هستیم.

 

رهبران می توانند این حس هدفمندی، یعنی آنچه که اکنون در زندگی و کار افراد اهمیت دارد، را از طریق یک گفتگوی ساده تقویت کنند. یکی از روش هایی که برای این منظور استفاده می شود «نظریۀ شناخت عمل[2]» است که در آن فرض می شود سطوحِ تفسیر بسیاری برای هر عمل وجود دارد. برای مثل، هم اینک مشغول نوشتن این مقاله هستم. در سطحی پایین، تنها در حال تایپ کردن کلمات با استفاده از یک صفحۀ کلید هستم، و در سطحی بالا در حال پرورش رهبرانی بهتر. هنگامی که رهبران کارمندان خود را در صعود از این نرده بان هدایت می کنند، می توانند به آنها در یافتن معنایی حتی در سطحی ترین امور و وظایفی خود کمک کنند.

یک دیگر از راه هایی که از طریق آن می توان به کارمندان برای کاوش و کشف هدف درونی خود کمک کرد عبارت از بررسی های منظمی است که پنج حیطه را مورد پرسش قرار می دهد. رهبران می توانند از کارمندان خود بپرسند:

 

در چه کاری خوب هستید؟ چه فعالیت های کاری برای شما نیازمند جد و جهد کمتری است؟ چه کاری را به این دلیل قبول می کنید که فکر می کنید شما بهترین فرد برای انجام آن هستید؟ چه کاری در سرتاسر دوران کاری خود توجۀ شما را به خود جلب کرده است؟ هدفی که در پس این پرسش ها قرار دارد آنست که به افراد در شناسایی نقاط قدرت خود کمک کند و بدین ترتیب فرصت های جدید را پیش روی آنها بگشاید.

   

از چه کاری لذت می برید؟ در یک هفتۀ کاری معمولی منتظر انجام چه کاری هستید؟ در تقویم خود چه رویدادی است که دیدن آن به شما انرژی می دهد؟ اگر می توانستید بدون هیچ محدودیتی کار خود را برنامه ریزی کنید، چگونه اوقات خود را می گذراندید؟ این پرسش ها به افراد کمک می کند تا کشف کنند عاشق چه چیزی در کار خود هستند.

 

انجام چه کاری به شما احساس مفید بودن می دهد؟ رسیدن به چه نتایج کاری به شما بیشترین احساسِ غرور را می دهد؟ کدام یک از وظایف شما برای گروه یا سازمانی که در آن کار می کنید بیشترین اهمیت را دارد؟ الویت های اصلی شما در زندگی چیست و چگونه کاری که انجام می دهید با آنها جور در می آید؟ این سلسله پرسش ها می توانند ارزش ذاتی یک کار معین را آشکار سازد.

 

انجام چه کاری در شما حس گام برداشتن به جلو را ایجاد می کند؟  امروز در حال یادگیری چه چیزی هستید که بتوانید در آینده از آن استفاده کنید؟ چه تصوری از خود در مرحلۀ بعدی زندگیتان دارید؟ چگونه کاری که امروز انجام می دهید شما را به هدفی که برای خود دارید نزدیک تر می کند؟ هدف از طرح این پرسش ها آنست که به کارمندان نشان دهیم چگونه کاری که امروز انجام می دهند می تواند در رسیدن به اهداف آتی شان موثر باشد.

 

چگونه با دیگران ارتباط  برقرار می کنید؟  کار کردن با چه همکارانی برای شما بهتر است؟  یک دفتر کار متشکل از همکاران دلخواه شما چگونه است؟ چگونه کاری که انجام می دهید سبب بهبود روابط خانوادگی و اجتماعی شما می شود؟ چنین پرسش هایی افراد را ترغیب می کند تا تمرکز خود را معطوف به تقویت و اندیشیدن در خصوص روابطی کنند که سبب معنا دهی به کار و وظایفشان شود.

 

هدفمند کردن افراد کار آسانی نیست، با این وجود استفاده از استراتژی های مذکور می تواند موثر باشد.

 

ترجمه از:  هاروارد بیزینس ریویو

 

[1] Deloitte

[2] Action Identification Theory

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
error: محتوا محافظت شده است!!
بستن