اقتصاد هنر

تاثیر کرونا در فعالیت و شرایط معیشتی هنرمندان

نویسنده: جمال عرب زاده

به نظر می آید می­توان این مسئله را در چند بعد اصلی مرور کرد. در وهله­ ی اول باید تاثیر این وضعیت را در شرایط تولید و سپس شرایط ارائه یا فروش آثار هنری مطالعه نمود. در اولین رویارویی با پدیده ­ی کرونا و قرنطینه شدن، فعالیت­های حرفه­ ای هنری هم مثل بقیه فعالیت ­ها یا کاملا متوقف شدند و یا تا حد زیادی محدود شدند. وقتی گرد وغبار حاصل از ضربه اولیه این رویداد فرونشست، به نظر  می­رسید شرایط قرنطینه برای گروهی از هنرمندان زمان و تمرکز کافی برای خلق انفرادی آثار بوجود آورد. چیزی که برای عده­ ی محدودی حتی مناسب­تر از شرایط عادی بود. در حقیقت شرایط تولید اثر برای بخشی از هنرمندان حرفه­ ای نیازمند مهیا کردن نوعی ایزولاسیون فردی است. چنین هنرمندانی عموما با مدیوم های شخصی به تولید  آثار هنری می­ پردازند. در نتیجه اکثر تولید فردی در اکثر مدیوم­ های سنتی متعارف با مشکل جدی (به جز مشکلات لجستیکی) مواجه نبود.

از طرف دیگر شرایط قرنطینه، در اولین برخورد مانعی جدی در مقابل فعالیت­های هنری گروهی قرار داد. چون هدف قرنطینه عملا در تضاد با شرایط چنین فعالیت­هایی بود. در میان این رشته­ ها می­توان به موسیقی، تئاتر، سینما، رقص، پرفورمانس، … اشاره نمود. تلاش هنرمندان این رشته ­ها برای خلق موجب مهاجرت به رسانه­های های ارتباطی مجازی و خلق در فضاهایی که این رسانه­ ها مهیا می­کردند شد. ظهور هم نوازی­ها و اجراهای گروهی به صورت مجازی را می­توان حاصل این رویکرد دانست. نتیجه­ ی حاصل اگر چه کیفیات حرفه ­ای (و خصوصا تکنیکی) اجراهای عادی را ندارد اما تاثیر بسیاری به خصوص در گستردگی ارائه، طیف مخاطبان و انجام تعهدات اجتماعی هنرمندان داشت. اما همه ­ی فعالیت­های هنری گروهی امکان چنین انتقالی را نداشتند، برای مثال ماهیت اجرای تئاتر از لحاظ حضور و ارتباط مستقیم میان هنرمند و مخاطب، قابلیت انتقال بر رسانه­ های مجازی را نداشت و به نظر تلاش­های صورت گرفته در این راستا به نسبت موسیقی از موفقیت نسبی و اقبال کمتری برخوردار بودند.

فعالیت هنری گروهی دیگری که به لحاظ حرفه­ ای خود را از دیگر رسانه­ ها متمایز می­کرد، سینما بود. در این مورد مانع عمده نه در شرایط تولید گروهی بلکه در شرایط عرضه قرار داشت که نیازمند حضور گروهی مخاطبان در یک مکان بود. بزرگ­ترین تمهید این رسانه بعد از تعویق گشایش فیلم­های تازه، انتقال آثار به پلتفرم­ها و رسانه­ های دیگر مانند شبکه­ های مجازی و تلویزیون بود. یعنی جایی که می­توانست به مخاطبین خود به صورت منفرد دسترسی داشته باشد. اگر چه چالش­های حاصل از عرضه و نمایش غیرقانونی آثار بیش از پیش محاسبات اقتصادی این فعالیت را مورد مخاطره قرار خواهد داد.

اما در مورد شرایط ارائه­ و فروش آثار هنری، به غیر از آسیب جدی بر  رسانه­ های اجرایی مانند موسیقی و تئاتر  (به دلیل عدم حضور تماشاگران)، رسانه­ های متعارف تصویری مانند هنرهای تجسمی هم از لحاظ فروش دچار صدماتی اساسی شدند. برخلاف رسانه­ هایی مانند موسیقی که فضای مجازی امکان بسیار مناسبی برای ارائه­ و فروش آثار این هنرها مهیا می­نمود، رجوع به رسانه­ های مجازی تاثیر اساسی در تحول وضعیت فروش آثار نداشت. در مورد هنرهای تجسمی، پلتفرم­های فروش مجازی موجود از قبل (با وجود برخی موفقیت های موضعی به صورت پروژه­ هایی که به ایتکار گالری­ها راه ­اندازی شده بود) پیش از این وضعیت در حالت نزدیک به اشباع خود قرار داشتند. به خصوص در هنرهای تجسمی طیف آثار مورد تقاضای بازار در رسانه­ های مجازی شامل آثاری با قیمت­های چشمگیر نمی باشد و بیشتر آثار فروش رفته از سقف معینی تبعیت می­کنند. دلیل منطقی این مسئله ضرورت ارزیابی حضوری آثار برای مخاطبین و علاقمندان به خرید آثار است که ریسک خرید بدون مواجهه مستقیم با اثر را بالا می­برد.

به نظر می­ آ­ید مناسب­ترین شرایط معیشتی برای هنرمندانی اتفاق افتاد که آثارشان از ابتدا بر مبنای رسانه­ های مجازی­ خلق و ارائه می­شد. در میان این هنرمندان می­توان به فعالین در حوزه ­های وب دیزاین، گرافیک، خالقین اپلیکیشن، انیمیشن و عکاسی اشاره نمود. از طرف دیگر شاهد رشد چشمگیری در برخی دیگر فعالیت­های مرتبط با دنیای هنر بودیم، از جمله فروم­های هنری و نمایشگاه­ های مجازی ، آرتیست تاک ها و میزگردهای مجازی که به وفور در این شرایط رخ دادند.

به صورت خلاصه می­توان اینگونه موارد ذکر شده را جمع­بندی نمود: به نظر می ­آید شرایط کنونی، باعث تفاوت­هایی در فعالیت و ارائه آثار هنرمندان شده است و این تفاوت­ها به صورت مستقیم در نسبت با رسانه های مورد استفاده می­باشند. شرایط موجود باعث گردید که تا بسیاری از هنرمندان به مرور جدی برخی روابط در حوزه­ ی فعالیت خود بپردازند. یکی از مهم­ترین این موارد تامل در مورد نسبت رسانه­ ی هنری خود و رسانه­ های مجازی بود. چنانچه بیان شد بسیاری از این هنرها با تطبیق و انتقال فعالیت خود به سمت رسانه­ های دیگر، سعی در جبران نحوه­ ی دریافت آثار در شرایط قرنطینه نمودند. اما تمامی این تلاش­ها به یک اندازه با موفقیت همراه نبود. آثاری که امکان انتقال مالکیت مادی آنها به شرایط و وجود فیزیکی ­شان مرتبط است، برخلاف آثاری که قالب­شان (ماتریس) قابل خرید و فروش است (مانند قطعه موسیقی یا فیلم و یا حتی آثار تجسمی که تولید انبود دارند، برای مثال اشیاء دیزاین) با ورود به فضای عرضه­ ی مجازی از شانس بسیار کمتری برای فروش برخوردار هستند. بنابراین می­ توان پیش ­بینی نمود که شرایط حاضر با اینکه الزاما محدودیتی جدی در تولید آثار به همراه نمی­ آورد، منجر به مشکلات معیشتی جدی برای بخش بزرگی از هنرمندان فعال در رشته­ های هنری متعارف خواهد شد، به خصوص برای فعالین نیمه­ حرفه­ ای و به خصوص هنرجویان جوان.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *